تبليغاتX
ارکیده آبی

برای من نوشته گذشته ها گذشته * تمام قصه ها هوس بود

برای او نوشتم برای تو هوس بود * ولی برای من نفس بود

کاشکی خبر نداشتی دیوونه نگاتم * یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم

کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم * کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم

نوشته هرچه بود تموم شد * نوشتم عمر من حروم شد

نوشته رفته ای ز یادم * نوشتم شمع رو به بادم

نوشته در دلم هوس مرد * نوشتم دل توی قفس مرد

کاشکی نبسته بودم زندگیم رو به چشمهات * کاشکی نخورده بودم به سادگی فریب حرفهات

لعنت به من که آسون به یک نگات شکستم * به این دل دیوونه راه گریز رو ساده بستم

برای من نوشته گذشته ها گذشته * تمام قصه ها هوس بود

برای او نوشتم برای تو هوس بود * ولی برای من نفس بود

کاشکی خبر نداشتی دیوونه نگاتم * یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم

کاشکی صدای قلبت نبود ثدای قلبم * کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم

نوشته شده توسط حمید در یکشنبه 17 دی1385 ساعت 0:44 | لینک ثابت |

 

میگی عاشقم شدی خدا کنه کی دلش میاد با تو بد تا کنه

بس که اون چشمهای تو مهربونه کی دلش میاد تورو برنجونه

کی دلش میاد که تنهات بزاره کی میتونه بگه دوستت نداره

توی این شبهای بارونی و خیس کی میتونه بگه دلتنگ تو نیست

بس که چشمهای تو پاک و روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی باز داری حرفهای شیرین میزنی

باز من رو به اوج رویا میبری تو که از تموم دنیا بهتری

معنی عاشقی رو خوب میدونی میگی عاشقی رو حرفت میمونی

کی دلش میاد که تنهات بزاره کی میتونه بگه دوستت نداره

توی این شبهای بارونی و خیس کی میتونه بگه دلتنگ تو نیست

بس که چشمهای تو پاک و روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی باز داری حرفهای شیرین میزنی

میگی هرجا که بری باهات میام میگم هر جور که باشی تو رو می خوام

واسه من که عاشقم همین بسه هرکی عاشقه به عشقش برسه

کی دلش میاد که تنهات بزاره کی میتونه بگه دوستت نداره

توی این شبهای بارونی و خیس کی میتونه بگه دلتنگ تو نیست

بس که چشمهای تو پاک و روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی باز داری حرفهای شیرین میزنی

کی دلش میاد که تنهات بزاره کی میتونه بگه دوستت نداره

توی این شبهای بارونی و خیس کی میتونه بگه دلتنگ تو نیست

بس که چشمهای تو پاک و روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی باز داری حرفهای شیرین میزنی

Download File: wma File دانلود کنید

نوشته شده توسط حمید در جمعه 8 دی1385 ساعت 23:29 | لینک ثابت |
برای افزودن من به لیست یاهو مسنجرتان کلیک کنید.
نوشته شده توسط حمید در دوشنبه 4 دی1385 ساعت 22:31 | لینک ثابت |

می گن یه روز لیلی واسه مجنون پیغام فرستاد که انگار خیلی دوست داری منو ببینی؟ اگه نیمه شب بیای بیرون شهر کنار فلان باغ می بینمت.

مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست.

نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و ریخت تو جیبهای مجنون و رفت.

مجنون وقتی چشم باز کرد خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت:

ای دل غافل یار آمد و  ما در خواب بودیم.افسرده و پریشون برگشت به شهر.

در راه یکی از دوستانش اونو دید و پرسید: چرا اینقدر ناراحتی؟!

و وقتی جریان را شنید با خوشحالی گفت: این که عالیه !

آخه نشونه اینه که لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !

دلیل اول اینکه: خواب بودی و بیدارت نکرده! و به طور حتم به خودش گفته :

اون عزیز دل من که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!

و دلیل دوم اینکه: وقتی بیدار می شدی گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت

پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری !

مجنون سری تکان داد و گفت: نه !

اون می خواسته بگه:

تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد !

تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی !

 

حالا به نظرتون کدومشون درست گفتن؟

نوشته شده توسط حمید در یکشنبه 3 دی1385 ساعت 22:55 | لینک ثابت |
 
domain parking guide