بر اساس اخرين آمار:"نسبت دختران دم بخت به پسران دم بخت،پنج به دو مي باشد."
حالا پسرا اينو بخونند و حال كنند و دخترا همين جوري گيساشونو چنگ بزنند و گريه كنند.
وقت آن است كه اي گل پسران ناز كنيم!
تاقچـه بالا بگذاريم و "نــــــه"اغاز كنيم!
مطلبي هست در اين باره عيان مي گويم
بشنويـــم و همــه را مُطلع از راز كنيــم
با چنين وضعي اگر طالب همسر گشتيم
نازها بهر وي از پشــت هم اغاز كنيـــم
هوش باشيم الا اي پسران دم بخـــت!!
موقع عقد، شروط خودمان ساز كنيـم
گر چه زيبا و قشنگ است نگارت چون "قو"
بهر رو كم كني او را به مثل"غــــاز"كنيــم
نهراسيـــم كه شايـــد نظر او برگــردد
يا مبادا كه دمي ترس زانباز"1" كنيم
ان قدر هست كه هر يك گل خود برچينيم
قبل چيدن،همه را جمـــله ورانداز كنيــــم
"مريم"و"ياسمن"و"لاله"و گل هاي دگر
"سوسن"و"قاصدك" و ياد گل ناز كنيـم
رسم عاشق كشي افسانه شود در عالم
بهر معشوقه كشي ، خلق هم اواز كنيم
بارها جنس مونث دل تان بشكسته است
زين سپس خون به دل دلبر طناز كنيــم
در جهازيِه او پاترول و مزدا خواهيم
قصد يك باغچه و خانه دلبــــاز كنيــم
سيرت خوب كه شرط است در اين كار، عزيز!
اجتنــاب از صنــم خــانه بر انـــــداز كنيــــم
گل بچـينيم "2"و مبادا كه سريعـــاً گوييـــــم
"بعله" را و همه رشتــه خود باز كنيــــم
اي پسر!عاشق هر عشوه ونازي نشـــــوي!
بايد از بهر رخش "3"عشق پس انـداز كنيم

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنها و غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
تنهای تنها غمگین و رسوا تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم

آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته
آمنه قلب من برای تو میزنه
آمنه قهر نکن که قلب من میشکنه
دل مفتون ز ناز تو
جون غرق نیاز تو
نازت برده هوش من
ای والله به ناز تو
آمنه نام تو درد و بلای منه
آمنه بی تو دل بلای جون منه
آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

هنوزم در پي اونم *** كه ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه *** منم چون قايقش باشم
هنوزم در پي اونم *** كه عمري مرحمم باشه
شريك خنده و شادي *** رفيق ماتمم باشه
هنوزم در پي اونم *** كه عشقش سادگي باشه
نگاهاي پر از مهرش *** پناه خستگي باشه
ميگن جوينده يابندست *** ولي پاهاي من خستس
منم با همين پاها ميرم *** تا حدي كه جا هست
هنوزم در پي اونم *** كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش *** كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم نكن گريه منم اينجام *** بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي *** منم اي واي تو رو ميخوام
خدايا عشق من پاكه *** درسته عشقي از خاكه
منم اون عاشق خاكي *** كه از عشق تو دل چاكه
هنوزم در پي اونم *** كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش *** كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم نكن گريه منم اينجام *** بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي *** منم اي واي تو رو ميخوام
ستاره هنوز بیداری *** بازم امشب خواب نداری
نکنه تو هم مثل من *** عاشقی چشم انتظاری
نکنه تو هم تو شبهات *** خسته از غبار جاده
خواب مهتاب رو میبینی *** که میاد پای پیاده
نکنه هجوم ابرها *** تو رو هم از ما بگیره
ستاره برای بودن *** دیگه فردا خیلی دیره
حالا که خورشید طلسم *** قلعه سنگی خواب
تو نگو عشقها دروغ *** تو نگو دنیا سراب
با کدوم بهونه باید *** شب رو از تو کوچه دزدید
گل سرخ عاشقی رو *** به غریبه ها نبخشید
ستاره همه غرورم *** پیشکش ناز تو باشه
تو بمون تا چشمهای من *** با سپیدی آشنا شه
من اگه اسیر خاکم *** تو که جات تو آسمون
دلخوشم به اینکه هر شب *** تو بیای رو بوم خونه
همنشین ابر و ماهی *** توی اون همه سیاهی
نکنه اینقده دور شی *** که دیگه من رو نخواهی
تقدیم به ستاره شبهای تارم ![]()

تو چشمتون چه قصه هاست *
* نگاهتون چه آشناست
اگه بپرسید از دلم *
* میگم گرفتار شماست
نگاهتون پیشه من *
* حواستون جای دیگست
خیالتون اینجا که نیست *
* پیش یه رسوای دیگست
نفس نفس تو سینه ام *
* ععطر نفسهای شماست
اگر که قابل بدونید *
* خونه دل جای شماست
میمیرم از حسادت *
* دلی که دلدار شماست
کاش میدونستم اون کیه *
* که این روزها یار شماست
خوشا به حال اون کسی *
* که توی رویای شماست
شما گناهی ندارید *
* این روزگار بی وفاست
تو خلوت شبونه ام *
* خالی فقط جای شماست
تو جام می تموم شب *
* نقش دو چشمای شماست

اگه یه روزی نوم تو ** تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد ** که منو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه ** بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم ** که باز برات آواز بخونم
اگه بازم دلت می خوات ** یار یکدیگر باشیم
مثال ایوم قدیم ** بشینیم سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره ** دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری ** که توش منو تنها نذاری
اگه می خوای پیشم بمونی ** بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست و استخونت ** نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره ** دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری ** که توش منو تنها نذاری

رو تو کم کن بی حیا ** دیگه سراغ من نیا
انگشت نمای شهر شدی ** بی آبروی رو سیاه
تحملت سخته چقدر ** اصلا خود مصیبت
میخوام یه عمر نبینمت ** یه لحظش هم غنیمته
تازگی هم که راه به راه ** وصله ی ناجور میزنی
زخم زبوناتو همش ** به نقطه کور میزنی
خبر میاد از چپ راست ** سرت شلوغه راه به راه
به لطف دورو بریات ** وقت نداری برای ما
تقدیم میکنم به عزیز دل...![]()
با تشکر :حمید![]()
روشنی بخشم به جمه و خود تنها بسوزم
شمع محفل توام اینگونه خاموشم مکن
در کنارت نیستم اما فراموشم مکن![]()
![]()
کاش معشوقه ز عاشق طلب جان می کرد
تا که هر بی سروپایی نشود یار کسی
![]()
هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
گر بیگانه شکند غمی نیست
در عجبم که چرا دوست می شکند
بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است![]()
و به هر آنکه دوست تر می داری![]()
بچشان که دوست داشتن از عشق هم برتر است![]()
خانه ای ساخته ایم
سایبانش همه عشق
زیر پا فرش غرور
و حصارش همه تکرار صفا![]()

عشق یعنی لحظه های التهاب![]()
عشق یعنی لحظه های ناب ناب![]()
عشق یعنی قطره و دریا شدن![]()
عشق یعنی دیده بر در دوختن ![]()
عشق یعنی در فراقش سوختن![]()


